هر سال برای عدم به کارگیری نیروی حق التدریس موانعی به وجود می آورند که باعث عدم آرامش خاطر معلمان حق التدریس از اوایل تابستان وهدایت کردن آنها به سوی سازمان و وزارت خانه شده .
اکثر ما معلمان ،نیروهای جوان مملکت هستیم که بهترین سالهای زندگی مان را وقف آموزش و پرورش کرده و هر سال را با امید به فردایی بهتر و رفع تبعیض بین معلمان گذرانده ایم، معلمانی که اکثر آنها از قشر محروم جامعه هستد و اکثر آنهاکمک خرج خانواده ، خانواده هایی که سال به سال در کنار ما و با مشکلات ما همگام بوده و سنگ صبور ما بو ده اند هر گونه ضربه به ما ضربه به کل خانواده محسوب می شه خانواده ها هم دیگر از شغل ما و وضعیت ما خسته شد اند ولی با این حال همیشه تنها کسایی بودن که پشت ما رو می گرفتند، پدر مادر می گویند فرزندم نگران نباش حتما به فکر شما هستند امکان نداره معلم با سابقشون بعد از این همه سال نادیده بگیرند حتما شما رو استخدام می کنند و چگونه می توان به آنها گفت .........
هر کدام از ما حق التدریسها بهترین تجربه های تدریس را در این سالها کسب کرده ایم بهترین دوره ها را مگر می شود این سالها جز سرمایه مملکت محسوب نشود این همه سرمایه گذاری وقت، چه طور می شود که به یکباره کنار گذاشته شود و نادیده گرفته شود .
چرا باید یک نیروی تازه کار بدون تجربه بر یک معلم حق التدریسی با سابقه ارجحیت داشته باشد آیا فقط قبولی در یک آزمون علمی ملاک این است که او از یک معلم باتجربه و با سابقه که کارایی بالایی داشته بهتر است و بهتر می تواند تدریس داشته باشد بهتر میتواند مدیریت کلاس داشته باشد.
آیا قرار است مادروس دانشگاه را به دانش آموزان تعلیم دهیم .
جا داره اشاره کنم به آیه از قرآن که می فرماید:
و سابقون السابقون اولئک مقربون : پیشینیان نزدیکترند.سوره واقعه آیه ۱۰
کاش به حرف خدا عمل می کردند.
اگر یک حق التدریس بدون بیمه بدون مزایا و با حقوق کم هر 4 ماه یکبار، مشغول به کار شد به این دلیل بود که او کارش را دوست داشت او روی این کار سرمایه گذاری کرده، او وقتش و عمرش را در این کار گذاشته و اینکه او امید داره امید به اینکه روزی او هم امنیت شغلی داشته باشد وبتواند مانند همکارانش در آرامش وآسایش به کار تدریسش ادامه دهد .

